آزادی ، انتقاد ، مصلحت

الان جامعه، جامعه‌ى آزادى است و مردم مى‌توانند حرف بزنند؛ حرف هم مى‌زنند؛ راجع به ولايت فقيه - يعنى اصل و مبنا - هم حرف مى‌زنند. شما ببينيد چقدر مطلب نوشتند!
اينهايى كه نوشتند، همه كه دفاع نكردند. آقايى برداشت كتاب نوشت، اجازه هم گرفت، چاپ هم شد و دست همه هم بود! او اصل ولايت را اصلاً منكر شد؛ اما چون جوابها دندان‌شكن بود، عقب‌نشينى كرد.
نوشتند كه اصلاً ولايت در حتّى معصوم هم وجود ندارد! چرا؟ چون ولايت يعنى قيمومت! قيمومت بر چه كسى است؟ بر صغير است، بر مهجور است؛ پس مردم مهجورند! يعنى يك تحريف كاملاً حاكى از بى‌اطّلاعى و عدم اشراف به مسأله و ندانستن مسأله انجام شد؛ اما به شكل علمى آن را مطرح كردند. كسى هم معارضشان نشد؛ آن آقا هم در همين تهران زندگى مى‌كند؛ كسى هم نپرسيد چرا نوشتى؟! آيا اين جامعه آزاد نيست؟! آيا اين كشور آزاد نيست؟! آيا اين‌جا آزادى بيان و آزادى فكر نيست؟!
مگر آزادى فكر چيست؟ بايد حتماً چهار نفر آدم بيايند، بدون استناد به هيچ حجّتى، به هيچ منطقى، به سه، چهار نفر فحش بدهند تا معنايش آزادى باشد؟! اين خيلى خوب است؟!
ببينيد؛ اين‌كه من مى‌گويم جوانان قدرت تحليل داشته باشند، يعنى همين.
مواظب باشيد به دام حرفهاى برف انبار نيفتيد.
همين‌طور يك چيزى را آدم پشت سر هم در ذهن خودش بچرخاند، اين خيلى حُسنى ندارد. دنبال آن نقطه‌ى درست؛ آنى كه واقعاً دل شما را راضى و ذهن شما را قانع مى‌كند، بگرديد. بله؛ ما جامعه را جامعه‌ى آزادى مى‌دانيم.
انتقاد به معناى همان «عيار سنجى» را كار بسيار خوبى مى‌دانيم. من با آن موافقم؛ اما با تظاهر و تصارح به بدگويىِ اشخاص، هيچ موقع موافق نيستم.
اين آقايانى كه امروز مسؤولان كشور هستند، همه‌ى كارهايشان صددرصد مورد تأييد من نيست. خيلى انتقاد دارم؛ به آنها هم تذكّر مى‌دهم؛ در جلسات خصوصى، به صورت نامه، مكتوب و يا سفارش. بنابراين، انتقادهايى در كارشان هست و به آنها هم مى‌گوييم؛ اما اين‌كه صريحاً از مسؤولى انتقاد كنيم، اين كار هيچ مصلحت و هيچ درست نيست.

بعضى خيال مى‌كنند كه «مصلحت» در مقابل «حقيقت» است؛ در صورتى كه مصلحت هم يك حقيقت است؛ كمااين‌كه حقيقت هم مصلحت است. اصلاً حقيقت و مصلحت از هم جدا نيستند. مصالحِ پندارى و شخصى است كه بد است.
وقتى مصلحت شخصى نيست، وقتى مصلحتِ مردم و مصلحتِ كشور است، اين مى‌شود يك امر مقدّس، يك امر خوب، يك چيز عزيز؛ چرا ما بايد از آن فرار كنيم؟ لذا من اين را واقعاً مصلحت نمى‌دانم.

( اصل بیانات هم اینجاست )

پيام به مناسبت بازگشايى دانشگاه‏ها

بسم‏ اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

... ايران عزيز براى رسيدن به هدف‌هاى بزرگى كه به‏بركت انقلاب اسلامى در برابر او ترسيم شد، چشم به تلاش جوانان در عرصه‏ى علم و معرفت دوخته است، و بدون آن، فروغ خودباورى و استقلال ملى كه در طول دو دهه از انقلاب همواره راهگشاى ملت و دولت ما در گذرگاه‌هاى دشوار بوده است، به ضعف خواهد گرائيد.

اسلام عزيز بزرگترين مشوّق علم است و چنين بود كه در طىّ قرن‌هاى پى‏درپى، مسلمانان پرچم دانش و معرفت و پيشرفت علمى را در همه‏ى جهان در دست داشتند، و امروز كه پس از دوران تلخ تسلّط سياستهاى بيگانه بر كشورمان، بار ديگر ملت ايران آزادى از نفوذ استكبار جهانى را مي‌آ‌زمايد، جهاد علمى يكى از بزرگترين فرائض ما است.

امروز بحمداللّه دانشگاه مانند ديگر محيطهاى اجتماعى كشور اسلامى ما، مزيّن به نشانه‏هاى دينى و آراسته به صفا و ديانت و روحيه‏ى انقلابى است. دانشگاه انقلاب در طول دو دهه در همه‏ى صحنه‏هاى انقلابى حضور فعال داشته و شهيدان بلند آوازه‏ئى تقديم كرده است. شما دانشجويان عزيز و شما استادان گرامى امروز امانتدار اين بخش مؤثر از پيكره‏ى فعال و پرنشاط كشور اسلامى عزيزمان مى‏باشيد.

همه مى‏توانند ببينند كه دشمن امروز هم در تلاش است كه دانشگاه را از صراط مستقيم علم و دين و روحيّه‏ى انقلابى منصرف كند. بزرگترين مسئوليت در مقابله با توطئه دشمنان، بر دوش خود دانشگاهيان عزيز چه اساتيد و چه دانشجويان است، و يقيناً مانند برخى مقاطع حساس گذشته به اين مسئوليت عمل خواهند كرد. انتظار اينجانب از فرزندان دانشجويم آن است كه هوشيارانه حوادث سياسى جهان و كشور را زير نظر داشته باشند. دشمن را در هر جا و با هر چهره‏ئى بشناسند و هدفها و روشهاى خصمانه را با تيزبينى تشخيص دهند. در هيچ شرائطى اجازه‏ى اخلال در روند علم و دين را در دانشگاه به كسى ندهند و محيط مصفّا و پرنشاط دانشجوئى را براى پيشرفت سريع علمى همراه با تعهّد و تديّن و تلاش انقلابى حفظ كنند.

(متن کامل پیام را از اینجا ببینید + )


 

ادامه نوشته