آسیب شناسی انقلاب
در آسيب شناسى انقلاب، بايد نقش عوامل درونى و بيرونى، هر دو ملاحظه بشود. البته اين جا دو افراط وجود دارد كه من مايلم ذهن خودم را همواره از هر دو افراط، رها كنم و ذهن مردم را هم برحذر بدارم كه دچار اين دو افراط نشوند.
يكى اين كه ما عوامل بیرونى را عمده كنيم و از عوامل درونى غافل بمانيم؛ ديگرى بهعكس، عوامل درونى را عمده كنيم و از عوامل بيرونى غافل بمانيم.
الان كسانى هستند كه به هر دو اين افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد. اگر انسان نگاه كند، مىبيند كه عوامل بيرونى، دشمنى دشمنان انقلاب از هر دو جهت است.
با انقلاب ما، هم دشمنان انقلاب - يعنى دشمنانى كه از لحاظ سياسى ضربه مىديدند، مثل كسانى كه در ايران نفوذ داشتند؛ يا از لحاظ اقتصادى ضربه مىديدند، مثل كسانى كه از ايران، بهره مىبردند؛ چه داخليها، چه خارجيها - با انقلاب، دشمن شدند،
هم دشمنان دين! يعنى كسانى كه در دنيا به خاطر اهداف بلندمدت، يعنى به خاطر ايدهها و تفكرها، با اصل دين مخالف بودند. ببينيد،
پس ما دو جور دشمن در داخل داشتيم.
خوب، حالا من دشمن داخلى را، يعنى در واقع دشمن درونى را در سه چيز، خلاصه مىكنم. اعتقاد من اين است كه همهى اين چيزها به اين سه چيز برمىگردد اگر ما بتوانيم اين سه چيز را علاج كنيم، خيلى از مشكلات، حل خواهد شد.
اول، بىايمانى - ضعف ايمان - است. اين آسيب درون است.
دوم، سوء عملكرد در همهى زمينههاست؛ از جمله در تبليغ، كه جاى صحبت از صدا و سيما هم هست.
سوم، دنيا طلبى است؛ يعنى مزهى دنيا را با حرص و ولع، در دهان مزمزه كردن و چرب و شيرين دنيا را قدر دانستن!
به نظر من اين سه چيز، عوامل اصلى است و همه چيز، به اين سه چيز برمى گردد. هر دستگاه، يا هر فردى كه موجب اين سه چيز بشود، به انقلاب ضربه مى زند.
هر كس موجب گردد كه مردم به بى ايمانى سوق داده بشوند و ايمان مردم ضعيف بشود، كمك به آسيبهاى انقلاب مى كند.
هر دستگاهى كه عملكرد مؤثرى دارد، اگر اين عملكرد را اصلاح نكند، يا در آن اشكالى و آسيبى وجود داشته باشد، داراى سوء عملكرد است.
معناى آسيبها هم كه مىگوييم، مطلقاً خيانت نيست؛ كه بگوييم همه جا خيانت است. نه.
منظورمان تنبلى، بىدقتى، بى اهتمامى، دلسوزى و تلاش لازم را نكردن، كار علمى انجام ندادن و متناسب با نياز، پيش نرفتن است؛ همه ى اينها سوء عملكرد است.
البته من توقّع معصوميت ندارم - كه بگوييم ما بايد معصوم باشيم - نه، بالاخره گوشهى كار، يك جور خالى خواهد ماند؛ ليكن بايد تلاش كنيم كار را درست كنيم.
ما در زمان ائمه (عليهمالسّلام)، مباحثات زيادى از طرف ائمه و اصحاب ائمه داشتيم؛ در همهى اين مباحثات، جهت جبهه ى حق اين بوده است كه ايمانها را مستحكم و شبهه ها را برطرف كند، نه اين كه ايجاد شبهه بكند!
در دانشگاه بايستى با ايجاد شبهه، مقابله بشود و با شبهه هم مبارزه و كار علمى و قوى انجام گيرد.
ما استدلال و حرف محكم و متقن، كم نداريم؛ ما سرمايهى عظيمى از انديشه و فكر در اختيار داريم. البته هيچ معتقد هم نيستم كه بايستى با كسى كه فكر غلطى دارد، برخورد خشن صورت بگيرد؛ اين را هم بدانيد، به هيچ وجه!
يكى از چيزهايى كه به پا گرفتن فكر غلط كمك مىكند، برخورد غيرفكرى با آن است.
بعضيها خوششان مىآيد كه يك حرف بىربط مهملى بزنند، بعد بهجاى اينكه يك نفر بلند شود، در مقابلشان بايستد و بگويد اين حرف شما به اين دلايل، باطل است، يك نفر بلند شود و فحششان بدهد! از خدا مى خواهند!
انشاءاللَّه خداى متعال هم كمك خواهد كرد؛ «من كان للَّه كان اللَّه له»، هر كس براى خدا كار كند، خدا هم تمام امكانات و علم و قدرت خودش و سنتهاى آفرينش را در خدمت او قرار خواهد داد. «ولينصرنّ اللَّه من ينصره»؛ اين جملهى عجيبى است - «ل» قسم و «ن» تأكيد - حتماً خدا كسانى را كه او را نصرت كنند، بدون شك نصرت خواهد كرد.
منبع: بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش آسیبشناسی انقلاب 15-12-1377
يكى اين كه ما عوامل بیرونى را عمده كنيم و از عوامل درونى غافل بمانيم؛ ديگرى بهعكس، عوامل درونى را عمده كنيم و از عوامل بيرونى غافل بمانيم.
الان كسانى هستند كه به هر دو اين افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد. اگر انسان نگاه كند، مىبيند كه عوامل بيرونى، دشمنى دشمنان انقلاب از هر دو جهت است.
با انقلاب ما، هم دشمنان انقلاب - يعنى دشمنانى كه از لحاظ سياسى ضربه مىديدند، مثل كسانى كه در ايران نفوذ داشتند؛ يا از لحاظ اقتصادى ضربه مىديدند، مثل كسانى كه از ايران، بهره مىبردند؛ چه داخليها، چه خارجيها - با انقلاب، دشمن شدند،
هم دشمنان دين! يعنى كسانى كه در دنيا به خاطر اهداف بلندمدت، يعنى به خاطر ايدهها و تفكرها، با اصل دين مخالف بودند. ببينيد،
پس ما دو جور دشمن در داخل داشتيم.
خوب، حالا من دشمن داخلى را، يعنى در واقع دشمن درونى را در سه چيز، خلاصه مىكنم. اعتقاد من اين است كه همهى اين چيزها به اين سه چيز برمىگردد اگر ما بتوانيم اين سه چيز را علاج كنيم، خيلى از مشكلات، حل خواهد شد.
اول، بىايمانى - ضعف ايمان - است. اين آسيب درون است.
دوم، سوء عملكرد در همهى زمينههاست؛ از جمله در تبليغ، كه جاى صحبت از صدا و سيما هم هست.
سوم، دنيا طلبى است؛ يعنى مزهى دنيا را با حرص و ولع، در دهان مزمزه كردن و چرب و شيرين دنيا را قدر دانستن!
به نظر من اين سه چيز، عوامل اصلى است و همه چيز، به اين سه چيز برمى گردد. هر دستگاه، يا هر فردى كه موجب اين سه چيز بشود، به انقلاب ضربه مى زند.
هر كس موجب گردد كه مردم به بى ايمانى سوق داده بشوند و ايمان مردم ضعيف بشود، كمك به آسيبهاى انقلاب مى كند.
هر دستگاهى كه عملكرد مؤثرى دارد، اگر اين عملكرد را اصلاح نكند، يا در آن اشكالى و آسيبى وجود داشته باشد، داراى سوء عملكرد است.
معناى آسيبها هم كه مىگوييم، مطلقاً خيانت نيست؛ كه بگوييم همه جا خيانت است. نه.
منظورمان تنبلى، بىدقتى، بى اهتمامى، دلسوزى و تلاش لازم را نكردن، كار علمى انجام ندادن و متناسب با نياز، پيش نرفتن است؛ همه ى اينها سوء عملكرد است.
البته من توقّع معصوميت ندارم - كه بگوييم ما بايد معصوم باشيم - نه، بالاخره گوشهى كار، يك جور خالى خواهد ماند؛ ليكن بايد تلاش كنيم كار را درست كنيم.
ما در زمان ائمه (عليهمالسّلام)، مباحثات زيادى از طرف ائمه و اصحاب ائمه داشتيم؛ در همهى اين مباحثات، جهت جبهه ى حق اين بوده است كه ايمانها را مستحكم و شبهه ها را برطرف كند، نه اين كه ايجاد شبهه بكند!
در دانشگاه بايستى با ايجاد شبهه، مقابله بشود و با شبهه هم مبارزه و كار علمى و قوى انجام گيرد.
ما استدلال و حرف محكم و متقن، كم نداريم؛ ما سرمايهى عظيمى از انديشه و فكر در اختيار داريم. البته هيچ معتقد هم نيستم كه بايستى با كسى كه فكر غلطى دارد، برخورد خشن صورت بگيرد؛ اين را هم بدانيد، به هيچ وجه!
يكى از چيزهايى كه به پا گرفتن فكر غلط كمك مىكند، برخورد غيرفكرى با آن است.
بعضيها خوششان مىآيد كه يك حرف بىربط مهملى بزنند، بعد بهجاى اينكه يك نفر بلند شود، در مقابلشان بايستد و بگويد اين حرف شما به اين دلايل، باطل است، يك نفر بلند شود و فحششان بدهد! از خدا مى خواهند!
انشاءاللَّه خداى متعال هم كمك خواهد كرد؛ «من كان للَّه كان اللَّه له»، هر كس براى خدا كار كند، خدا هم تمام امكانات و علم و قدرت خودش و سنتهاى آفرينش را در خدمت او قرار خواهد داد. «ولينصرنّ اللَّه من ينصره»؛ اين جملهى عجيبى است - «ل» قسم و «ن» تأكيد - حتماً خدا كسانى را كه او را نصرت كنند، بدون شك نصرت خواهد كرد.
منبع: بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش آسیبشناسی انقلاب 15-12-1377
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 11:6 توسط سید
|