بصیرت در احادیث اهل بیت (علیهم السلام)

1- فاقد البصر فاسد النّظر

كسى كه بصيرت و بينايى ندارد فكر و انديشه‌‌‌‏اش فاسد است. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث4 416)

2- ابصر النّاس من ابصر عيوبه و اقلع عن ذنوبه

بيناترين مردم كسى است كه ببيند عيبهاى خود را و باز ايستد از گناهان خود.(غررالحکم ترجمه خوانساری3061 )

3- Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4  من استقبل الامور ابصر

هر كه استقبال كند كارها را بينا گردد، مراد از «استقبال امور» آنست كه پيش از انجام  آنها تأمّل و تدبّر در عواقب آنها كند.(غررالحکم ترجمه خوانساری حدیث 7802)

4- من ذكر اللّه استبصر

هر كه ياد كند خدا را بينا گردد، يعنى براه راست و حقائق و معارف بینش می یابد.(غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث 7800)

5-  لا نيّة لمن لا علم له: كسى كه علم ندارد نيّت ندارد. (غررالحکم ترجمه محلاتی  حدیث  10772)

6- لا علم لمن لا بصيرة له: كسى كه بينش ندارد علمى ندارد. (غررالحکم ترجمه محلاتی  حدیث  10773)

7- لا بصيرة لمن لا فكر له: كسى كه فكر ندارد بصيرت و بينشى ندارد. (غررالحکم ترجمه محلاتی  حدیث  10774)

8- لا فكر لمن لا اعتبار له: كسى كه عبرت پذير نيست بى‏فكر است. (غررالحکم ترجمه محلاتی  حدیث  10775)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

9- ذهاب البصر خير من عمى البصيرة

كورى ديده، بهتر است از كورى بصيرت. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث    4 32)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

10-  نظر البصر لا يجدي اذا عميت البصيرة

نگاه ديده سود ندهد آنجا كه چشم دل و بصيرت كور باشد. (غررالحکم ترجمه محلاتی  حدیث   6 174)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

11- عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام: قال العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير الطّريق لا يزيده سرعة السّير الّا بعدا 

امام صادق عليه السّلام فرموده است: كسى كه بدون بصيرت و دانائى، به كارى دست ميزند مانند مسافرى است كه در بيراهه ميرود، او هر قدر بر سرعت سير خود ميافزايد به همان نسبت از جادّه دورتر مى‏‌‌شود.(الحديت-روايات تربيتى، ج‏3، ص: 236)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

12- انّما البصير من سمع ففكّر و نظر فابصر و انتفع بالعبر

جز اين نيست كه بينا كسى است كه بشنود و انديشه و تفكر كند، و بنگرد و بينا گردد، و از عبرتها سود برد.(غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث 3 85)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

13-  بالاستبصار يحصل الاعتبار

با بصيرت‌‌‌‌جويى پندگيرى به دست آيد. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث3 239)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

14-  رحم اللَّه امرء تفكّر فاعتبر و اعتبر فابصر

خدا رحمت كند كسى را كه تفكّر كند و عبرت گيرد، و پس از آن كه عبرت گرفت بينا گردد. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث4 42)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

15-  فى كلّ اعتبار استبصار

در هر پند گرفتنى بينايى است. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث4 396)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

16-  المذنب على بصيرة غير مستحقّ للعفو

كسى كه از روى بصيرت و بينايى گناه كند شايسته و مستحق عفو و گذشت الهى نيست. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث 1 391)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

17- لحبّ الدّنيا صمّت الاسماع عن سماع الحكمة، و عميت القلوب عن نور البصيرة

به خاطر دوستى دنيا گوشها از شنيدن حكمت (علم و صحيح و راست) كر شده‌‌‌‌‌‏اند و دلها از نور بصيرت كور شده است. (غررالحکم ترجمه محلاتی حدیث5 42)

18- و قد فتح باب الحرب بينكم و بين أهل القبلة، و لا يحمل هذا العلم إلّا أهل البصر و الصّبر و العلم بمواضع الحقّ فامضوا لما تؤمرون به، وقفوا عند ما تنهون عنه و لا تعجلوا في أمر حتّى تتبيّنوا، فإنّ لنا مع كلّ أمر تنكرونه غيرا (خطبه 173)

اكنون جنگ ميان شما و اهل قبله (بعضى از گروه‏هاى مسلمانان [سپاه معاویه در جنگ صفین]  آغاز شده است و پرچم اين جنگ را بر دوش نبايد بگيرد مگر كسى كه بينا به امور ، شكيبا و به موارد حق دانا باشد. پس حركت كنيد به سوى آنچه مأموريت داريد و توقف كنيد در جايى كه از اقدام نهى شده‏ا‌‌‌‌‌يد. در هيچ مسئله‌‌‌‏اى عجله نكنيد تا تحقيق كامل در باره آن نموده باشيد. زيرا براى ما در هر امرى كه منكر آن مى‌‌‏شويد، تغييراتى [يا ابعادى‏] است.)   

( ترجمه‏ و تفسيرنهج‌‌‌ ‏البلاغه علامه جعفری ، ج 27 ، صفحه‏‌‌ى 118)

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
حاشیه‌‌ها:
1- تحلیل احادیث به عهده خواننده محترم می‌‌باشد.
2- این احادیث قسمتی از احادیث در رابطه با این موضوع است.
3- ببخشید کمی طولانی شد.

آسیب ‌‌شناسی انقلاب

در آسيب ‏شناسى انقلاب، بايد نقش عوامل درونى و بيرونى، هر دو ملاحظه بشود. البته اين جا دو افراط وجود دارد كه من مايلم ذهن خودم را همواره از هر دو افراط، رها كنم و ذهن مردم را هم برحذر بدارم كه دچار اين دو افراط نشوند.آیت الله خامنه‌‌ای

يكى اين كه ما عوامل بیرونى را عمده كنيم و از عوامل درونى غافل بمانيم؛ ديگرى به‏‌‌عكس، عوامل درونى را عمده كنيم و از عوامل بيرونى غافل بمانيم.

الان كسانى هستند كه به هر دو اين افراطها هم مبتلا هستند؛ هر دو عامل، جداً وجود دارد. اگر انسان نگاه كند، مى‏بيند كه عوامل بيرونى، دشمنى دشمنان انقلاب از هر دو جهت است.

با انقلاب ما، هم دشمنان انقلاب - يعنى دشمنانى كه از لحاظ سياسى ضربه مى‌‌‏ديدند، مثل كسانى كه در ايران نفوذ داشتند؛ يا از لحاظ اقتصادى ضربه مى‏ديدند، مثل كسانى‏ كه از ايران، بهره مى‏‌‌بردند؛ چه داخليها، چه خارجيها - با انقلاب، دشمن شدند،

هم دشمنان دين! يعنى كسانى كه در دنيا به خاطر اهداف بلندمدت، يعنى به‏ خاطر ايده‏‌‌ها و تفكرها، با اصل دين مخالف بودند. ببينيد،

پس ما دو جور دشمن در داخل داشتيم.

خوب، حالا من دشمن داخلى را، يعنى در واقع دشمن درونى را در سه چيز، خلاصه مى‏‌‌كنم. اعتقاد من اين است كه همه‏‌‌ى اين چيزها به اين سه چيز برمى‏‌‌گردد  اگر ما بتوانيم اين سه چيز را علاج كنيم، خيلى از مشكلات، حل خواهد شد.

اول، بى‌‌‌‏‌‌ايمانى - ضعف ايمان - است. اين آسيب درون است.

دوم، سوء عملكرد در همه‏‌‌ى زمينه‏‌‌هاست
؛ از جمله در تبليغ، كه جاى صحبت از صدا و سيما هم هست.

سوم، دنيا طلبى است؛ يعنى مزه‏‌‌‌‌ى دنيا را با حرص و ولع، در دهان مزمزه كردن و چرب و شيرين دنيا را قدر دانستن!
به نظر من اين سه چيز، عوامل اصلى است و همه چيز، به اين سه چيز برمى‏ گردد. هر دستگاه، يا هر فردى كه موجب اين سه چيز بشود، به انقلاب ضربه مى‏  زند.
هر كس موجب گردد كه مردم به بى‏ ايمانى سوق داده بشوند و ايمان مردم ضعيف بشود، كمك به آسيبهاى انقلاب مى‏ كند.  
هر دستگاهى كه عملكرد مؤثرى دارد، اگر اين عملكرد را اصلاح نكند، يا در آن اشكالى و آسيبى وجود داشته باشد، داراى سوء عملكرد است.

معناى آسيبها هم كه مى‌‌‏گوييم، مطلقاً خيانت نيست؛ كه بگوييم همه جا خيانت است. نه.

 منظورمان تنبلى، بى‏‌‌دقتى، بى ‏اهتمامى، دلسوزى و تلاش لازم را نكردن، كار علمى انجام ندادن و متناسب با نياز، پيش نرفتن است؛ همه‏ ى اينها سوء عملكرد است.

 
البته من توقّع معصوميت ندارم - كه بگوييم ما بايد معصوم باشيم - نه، بالاخره گوشه‏‌‌ى كار، يك جور خالى خواهد ماند؛ ليكن بايد تلاش كنيم كار را درست كنيم.

ما در زمان ائمه (عليهم‏‌‌السّلام)، مباحثات زيادى از طرف ائمه و اصحاب ائمه داشتيم؛ در همه‏‌‌ى اين مباحثات، جهت جبهه‏ ى حق اين بوده است كه ايمانها را مستحكم و شبهه ‏‌‌ها را برطرف كند، نه اين كه ايجاد شبهه بكند!
در دانشگاه بايستى با ايجاد شبهه، مقابله بشود و با شبهه هم مبارزه و كار علمى و قوى انجام گيرد.

ما استدلال و حرف محكم و متقن، كم نداريم؛ ما سرمايه‏‌‌ى عظيمى از انديشه و فكر در اختيار داريم. البته هيچ معتقد هم نيستم كه بايستى با كسى كه فكر غلطى دارد، برخورد خشن صورت بگيرد؛ اين را هم بدانيد، به هيچ وجه!
يكى از چيزهايى كه به پا گرفتن فكر غلط كمك مى‌‌‏كند، برخورد غيرفكرى با آن است.
بعضيها خوششان مى‌‌‏آيد كه يك حرف بى‌‌‏‌‌ربط مهملى بزنند، بعد به‏‌‌جاى اين‏كه يك نفر بلند شود، در مقابلشان بايستد و بگويد اين حرف شما به اين دلايل، باطل است، يك نفر بلند شود و فحششان بدهد! از خدا مى ‏خواهند!

ان‌‌‏شاءاللَّه خداى متعال هم كمك خواهد كرد؛ «من كان للَّه كان اللَّه له»، هر كس براى خدا كار كند، خدا هم تمام امكانات و علم و قدرت خودش و سنتهاى آفرينش را در خدمت او قرار خواهد داد. «ولينصرنّ اللَّه من ينصره»؛ اين جمله‏‌‌ى عجيبى است - «ل» قسم و «ن» تأكيد - حتماً خدا كسانى را كه او را نصرت كنند، بدون شك نصرت خواهد كرد.

منبع: بیانات در دیدار شرکت کنندگان در همایش آسیب‌‌شناسی انقلاب 15-12-1377